ثبت شرکت هلدینگ

ثبت شرکت هلدینگ

آیا وقت آن رسیده که افکار بزرگ و پیچیده بازرگانی خود را زیر نظر یک شرکت مادر کنترل کنید ؟
شرکت هلدینگ شرکتی است که شرکت های دیگر را کنترل و حمایت می کند. گاهی شما در عرصه ای و فروش محصولی بازار را در قبضه دارید و یا اینکه اهداف خود را اینگونه شکل می دهید که در شغل خود بهترین باشید.اگر شما بازرگانی هستید که چندین سال است در زمینه ای فعالیت دارد و اعتبار خود را بدست آورده ،احتمالا در طی مسیر تجربه با شاخه و فرعیاتی برخورد کردید که شاید روزی فکر کردید اگر این هم مورد سرمایه گذاری قرار بگیرد سودآوری زیادی دارد. مثلا بازرگانی را در نظر بگیرید که در زمینه کود و سموم کشاورزی و شیمیایی تجارت می کند بعد از سفرها و نمایشگاه ها ی تخصص بسیار و جلسات مداوم و تحقیق و مطالعه زیاد بتوانند حوزه فعالیت را بسیط کنند و مسیر توسعه را به سمت و سوی کالا و یا خدمات دیگر هم ببرند. و یا اینکه شرکت فعلی شما با موضوع خاصی در حال فعالیت است که شما تصمیم میگیرید بدون اینکه تمرکز اصلی را روی این بازرگانی بردارید شرکت یا شرکت های دیگری به آن اضافه کنید و شرکت اول مانند شرکت مادر بقیه شرکت ها را در بربگیرد و یا اینکه بخش اعظم سهام دیگر شرکت ها را به نام شرکت اول یا همان شرکت مادر در نظر بگیرید و بااین کار از اعتبار شرکت مادر برای بازار سازی و بازار داری استفاده کنند.
با این توضیحات موضوع و نحوه اعمال شرکت هلدینگ را فهمیدیم اما خود کلمه هلدینگ چیست؟
کلمه هلدینگ به انگلیسی دارایی، موجودی و مایملک است. در ماده ۲۰ قانون تجارت در مبحث شرکتها و شخصیت حقوقی هفت نوع شرکت می شناسد که البته شرکت ها ی سهامی خاص و عام را یکی در نظر گرفته که اگر بخواهیم تفکیک کنیم همان هشت نوع شرکت می شود اما چیزی درباره کلمه هلدینگ نیاورده، دلیل استعمال این کلمه خارجی هم همین است در قانون مکتوب چیزی به نام هلدینگ نیست و در واقع روی کاغذ هم برخلاف شرکت ها که باید نوع آن در اساسنامه مشخص باشد نوشته نمی شود.
نحوه کار شرکت هلدینگ یا شرکت مادر چگونه است؟
نوع اول از شرکت‌های مادر، شرکت‌های سهامی هستند که علاوه بر عملیات بازرگانی، بخشی از سرمایه خود را صرف خرید سهام در شرکت‌های دیگر مینمایند و به آنها شرکت کنترل کننده می گویند.و شرکتهایی هستند که تمام سرمایه خود را صرف خرید سهام در شرکتهای دیگر می نمایند و فعالیت بازرگانی ندارند و به آنها شرکت دارنده می گویند
انواع روش‌های مدیریتی برای اداره و کنترل شرکت تابعه
روش اول:

مدل کنترل مالی “این روش افراطی ترین نوع تفویض اختیار است. شرکت مادر، فقط در نقش یک سهامدار است و کنترل مالی شرکت مادر، به مواردی چون تخصیص سرمایه، تعیین اهداف اقتصادی، ارزیابی کارآیی، مداخله برای اصلاح بازار مالی محدود میشود. و شرکتهای تابعه با آزادی کامل به رقابت با یکدیگر می‌پردازند”
روش دوم:
مدل برنامه ریزی استراتژیک “در این روش، شرکت مادر، نقش طراح اصلی برنامه ها را داشته و مسئولیتهای شرکتهای تابعه را مشخص میکند. در این روش مدیران می بایست دارای اطلاعات کاملی از شرکتهای تابعه باشند زیرا که کمبود دانش، سبب ایجاد خطرات اقتصادی می‌شود”.
روش سوم:
مدل کنترل استراتژیک (این روش بر پایه فرآیند توافق بر برنامه های اصلی طراحی شده توسط شرکت مادر استوار است. شرکت مادر با تسهیل ارتباطات و ایجاد اشتراک مساعی میان شرکتهای تابعه، به ایجاد ارزش افزوده می پردازد.
حاصل مقایسه عملی و کاربردی این سه روش این است که، کنترل استراتژیک متداول ترین سبک است. در این مدل شرکتهای تابعه برنامه های خود را براساس استراتژیهای شرکت مادر تنظیم میکنند و شرکت مادر آنها را مورد بازبینی و کنترل قرار میدهد. مطابق این مدل، امور محوله براساس دو وظیفه کلی تنظیم می‌شوند:
اولا توسعه و رشد شرکت مادر و امور سرمایه گذاری و ثانیا اداره شرکتهای تابعه و تحت پوشش.
ساختار سازمانی در شرکت‌های هلدینگ
ساختار سازمانی، چهارچوب روابط حاکم بر مشاغل، سیستم‌ها، فرایندهای عملیاتی، افراد و گروه‌هایی است که برای نیل به یک هدف مشخص در سازمان تلاش می‌کنند.
در شرکت‌های هلدینگ، با توجه به ارتباط بین افراد در خود هلدینگ و شرکت‌های زیرمجموعۀ آن، آرایش ساختار سازمانی و نقش و ارتباط بین افراد می‌تواند در چابکی سیستم‌ها تأثیر بسزایی داشته باشد.
در این روش مجموعه استراتژی‌هایی طراحی می‌شود که بر اساس آن، کارها و فعالیت‌ها را به وظایف مشخصی تقسیم کرده و هماهنگی میان ‌آن‌ها را فراهم می‌کنیم.
باید توجه کرد که ساختار، صرفاً یک سازوکار هماهنگی نیست، بلکه توزیع قدرت در سازمان را نشان می‌دهد و فرایندهای سازمانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
ساختار سازمانی به الگوهای روابط درونی سازمان، اختیار و ارتباطات دلالت دارد و روابط گزارش‌دهی، کانال‌های ارتباط رسمی، تعیین مسئولیت و تفویض اختیار تصمیم‌گیری را روشن می‌سازد.
اگر سازمان را به زنجیر تشبیه کنیم و هر بخش سازمان را حلقه‌‌ای از این زنجیر تصور کنیم، بدیهی ‌است کوچک‌ترین نقص در طراحی ساختار و روشن کردن وظایف هر بخش یا شخص، می‌تواند در استحکام این زنجیرخلل ایجاد کند و پیوستگی تمامی بخش‌ها را تحت تأثیر قراردهد.
توجه به این نکته ضروری است که در این روش، عملیات و فعالیت‌های داخل سازمان آرایش می‌یابد و خطوط مسئولیت و اختیارات هر شخص به شکل مشخص تعیین می‌شود.
بنابراین فرهنگ ساختار سازمانی ‌باید پیش ‌از اجرای آن در سازمان، ایجاد شود تا همگان به تأثیر این موضوع اعتقاد کامل پیدا کنند. ساختار به مدیران نشان می‌دهد که مسئول سرپرستی چه کسانی هستند و به کارکنان، مدیران را می‌شناساند تا از آن‌ها آموزش و دستور بگیرند.
همچنین موارد هماهنگی بین‌ فعالیت‌های آن‌ها و بیان ارتباطات درون‌سازمانی از نظر گزارش‌دهی و گزارش‌گیری را به شکل درست و دقیق مشخص می‌کند.
از ویژگی‌های یک شرکت هلدینگ چابک، توان تسریع و تسهیل در تصمیم‌گیری، واکنش مناسب به محیط و حل تعارضات بین واحدهاست. با توجه به اینکه در یک ساختار سازمانی با آرایش درست، جریان اطلاعات با سرعت زیادی اتفاق می‌افتد، اصل چابکی سیستم خودبه‌خود در مجموعه ایجاد می‌شود.
برای مثال، طراحی ساختار سازمانی بر حسب گروه‌بندی فعالیت و بخش‌های سازمانی، از متداول‌ترین روش‌هایی است که در سازمان‌ها استفاده می‌شود. حتی در برخی شرایط با توجه به نوع فعالیت مجموعه، تنها روش چیدمان سازمان این روش است.
در این شرایط باید مجموعه‌ای از فعالیت‌ها را در یک گروه قرار داد و سپس گروه‌ها را با یکدیگر هماهنگ کرد. به این ترتیب سازمان از طریق تشکیل دایره‌ها یا گروه‌های ویژه، بخش‌های مختلف خود را به گروه‌های مختلف و تا حدی تخصصی، تقسیم می‌کند.
یکی از راه‌های منطقی این است که کارها را برحسب وظیفه به گروه‌های مهندسی، مالی، تولید، کنترل پروژه، خرید، کارگزینی و مانند این‌ها، تقسیم‌بندی کرد. طبق تجربه تشکیل دوایر بر حسب نوع وظیفه در بسیاری از سازمان‌ها کارساز واقع می‌شود. از آنجا که در این روش بخش‌ها از انعطاف خوبی برخوردارند، با توجه به تغییر اهداف سازمان، وظایف گروه‌ها نیز تغییرپذیر است.
همچنین در روش دسته‌بندی کردن بر مبنای تخصص، می‌توان با گماردن افرادی که دارای مهارت‌های مشابه هستند در واحدهای مشابه- به‌گونه‌های مختلف صرفه‌جویی‌های اقتصادی کرد و بر میزان کارایی آن‌ها در مجموعه نیز افزود.
در صورتی که طراحی سازمان، پروژه‌محور، محصول‌محور، مشتری‌محور یا حتی بر مبنای گستردگی جغرافیایی برنامه‌ریزی شده‌ باشد، به طور کلی طراحی ساختار سازمانی در هر یک از آن‌ها تغییر می‌کند. در هلدینگ‌های تخصصی با وجود اینکه تمامی شرکت‌های زیرمجموعه در یک صنف یا موضوع تخصصی مشخص فعالیت می‌کنند، اما به دلیل اینکه موضوع عملکرد هر شرکت زیرمجموعه می‌تواند از تنوع زیادی برخوردار باشد، قطعاً نمی‌توان در همۀ شرکت‌ها از یک آرایش سیستم ساختار سازمانی استفاده کرد.
بنابراین بهترین حالت این است که در خود هلدینگ روش جمع‌آوری اطلاعات افراد و سازمان‌دهی آن‌ها مبتنی بر گروه‌بندی‌های تخصصی، فنی و توانایی‌های شخصی طراحی شود تا در زمان نیاز بتواند شرکت‌های زیرمجموعۀ خود را یاری کند.
در برخی از سازمان‌ها با توجه به حساسیت نوع فعالیت آن‌ها، چه به لحاظ فنی و چه از نظر مدیریتی، باید نظارت و تقسیم وظایف تمام مراحل کار زیر نظر مقام مسئول و معاونی انجام شود که در آن موضوع تخصص کافی دارند و مسئولیت همه کارهایی را که در آن بخش انجام می‌شود، بپذیرند. از مزیت‌های اصلی این شیوۀ گروه‌بندی افزایش میزان مسئولیت در خصوص عملکردهاست، زیرا تمام روند فعالیت‌های مربوط به یک پروژه یا محصول خاص زیر نظر و هدایت یک مدیر قرار می‌گیرد.
اگر کارهای یک سازمان به صورت ارائۀ خدمات باشد و نه تولید محصول یا ساخت پروژه، باید گروه‌های مستقلی تشکیل شده و برای هر یک وظایف و خط مشی‌هایی مشخص و ارائه شود و همۀ افراد زیرنظر یک مسئول یا مدیر واحد اداره شوند.
همچنین برخی سازمان‌ها با توجه به گستردگی فعالیت خود، بخش‌های خود را بر مبنای منطقۀ جغرافیایی گروه‌بندی می‌کنند. برای مثال، برخی از سازمان‌های بزرگ پروژه‌محور یا فروش، دایرۀ فعالیت‌های خود را در مناطق مختلف تقسیم‌بندی می‌کنند؛ برای مثال منطقۀ غرب، جنوب، شمال و شرق کشور و مدیرهای مستقلی را برای هر بخش مستقر می‌کنند.
برخی مجموعه‌ها ناگزیرند گروه‌ها و زیرمجموعه‌های خود را بر اساس فرایند تولید تقسیم‌بندی کنند؛ مثلاً در یک پروژه، هریک از بخش‌های ساخت، تأسیسات، HSE، نظارت و… را به گروهی تقسیم کرده و سازمان آن بخش را راه‌اندازی می‌کنند.
به‌گونه‌ای که از زمان ورود کالا به یک پروژه، کنترل کیفیت کالای رسیده، انبارداری، اجرا، نظارت بر نحوۀ اجرا، کنترل‌های مضاعف کیفیت ساخت، ایمنی در پروژه، مدیریت زمان و هر آنچه به اجرای پروژه بستگی دارد، در حوزۀ مشخصی تعریف می‌شود که البته با توجه به حجم کارها، این حوزه‌ها می‌توانند اشتراکاتی نیز با هم داشته باشند. افراد و مدیران هر گروه تمامی مسئولیت‌های آن بخش را می‌پ‍ذیرند و اجرا می‌کنند.
شیوۀ دیگری نیز برای گروه‌بندی وجود دارد که سازمان بر حسب نوع مشتری گروه‌بندی می‌شود؛ برای مثال فعالیت‌های فروش در یک شرکت به‌صورت متمرکز مستقر می‌شود و باز در این شرکت دایره‌هایی تعریف می‌شود که عبارت‌اند از: سازمان خرده‌فروشی، سازمان جذب سرمایه‌گذاران کلان، سازمان دریافت تسهیلات بانکی، سازمان فروش به بخش‌ها و ادارات دولتی، سازمان جذب برندهای بین‌المللی و سازمان‌هایی نظیر این.
در صورتی که شرکت حقوقی مستقلی در زیرمجموعۀ هلدینگ وجود داشته باشد، بر اساس نوع سرویس‌هایی که به شرکت‌های دیگر هلدینگ یا مشتریان خود می‌دهد، دایره‌های کاری خود را طراحی می‌کند.
مقصود این است که مشخص شود هر واحد یا بخش، مسائل خاص خود را مدیریت و اجرا می‌کند و کارکنان هر بخش در کارهای ویژه‌ای تخصص دارند. به این ترتیب افراد داخل سیستم و مراجعه‌کنندگان به هلدینگ و شرکت‌های زیرمجموعۀ آن، با توجه به نوع مسئله یا مشکلی که دارند، به‌راحتی متوجه می‌شوند به کدام واحد مربوط مراجعه کنند.
شایان ذکر است که می‌توان بخش‌هایی مانند خدمات پس از فروش، بهره‌برداری، صدای مشتری، بخش حقوقی و از این قبیل بخش‌ها ایجاد کرد که در خود هلدینگ مستقر شوند و به تمامی شرکت‌های زیرمجموعه سرویس دهند.اما از طرف دیگر شرکت‌های سرمایه گذاری هستند که برخی افراد آنها را با هلدینگ اشتباه می‌گیرند
راه‌های کنترل شرکت مادر بر شرکت‌های تابعه
کنترل با مالکیت محدود
کنترل از طریق تعیین هیات مدیره شرکت های تابعه
کنترل از طریق تعیین بودجه شرکتهای تابعه
صورت‌های مالی تلفیقی
مدارک ثبت شرکت هلدینگ:
کپی شناسنامه و کارت ملی اعضا
گواهی عدم سوء پیشینه اعضای حقیقی شرکت ها
مدارک ثبتی شرکت هایی که قبلا ثبت شده اند.
انتخاب نام که منطبق با لغتنامه دهخدا باشد
موضوع فعالیت (مجوز دار بودن یا عدم نیاز به مجوز به موضوع ارتباط دارد)

ثبت شرکت هلدینگ

ثبت شرکت هلدینگ

 

 

تشکیل شرکت سهامی عام

تشکیل شرکت سهامی
در تشکیل شرکت های سهامی عام و خاص شیوه . تشریفات تاسیس هر یک از دو شرکت متضمن قواعدی کاملا متفاوت است.این روند در ارتباط با شرکت سهامی عام که با حقوق سرمایه گذارانی سروکار دارد که عموما بدون شناخت نزدیک از مؤسسین و به اعتماد اعلامیه پذیره نویسی، مبادرت به واریز وجه و تعهد سهام می نمایند، و در مقایسه با شرکت سهامی خاص از پیچیدگی بیشتر برخوردار و در عین حال مستلزم طی زمان دراز است.انتشار اعلامیه پذیره نویسی تنها با مجوز ادراه ثبت شرکتها که پس از بررسی اسناد ومدارک لازم و احراز مطابقت آنها با قانون صادر می گردد، امکان پذیر است.
نقش مرجع ثبت شرکتها در این مرحله و نیز لزوم رعایت دقیق ترتیبات پس از مرحله پذیره نویسی تا ثبت شرکت، حاکی از نگاه متفاوت مقنن در تاسیس شرکتهای سهامی است.در مقایسه با روند تشکیل شرکت سهامی عام، تشکیل شرکت سهامی خاص تنها در برگیرنده دو مرحله تهیه مدارک و ثبت شرکت است.
مفهوم تشکیل – تأسیس
نکته ای که در بحث حاضر اهمیت داشته و می تواند دارای نتایج عملی هم باشد مفهوم تشکیل و تأسیس است.با فرض پذیرش معنای مترادف برای واژگان تأسیس و تشکیل،تعیین مرحله ای که بر روند تأسیس شرکت نقطه پایان بگذارد ضروری به نظر می رسد.در غیر اینصورت، تکمیل جریان تشکیل شرکت محل بحث خواهد بود. صرف نظر از ایراداتی که در مبحث زمان تحقق شخصیت حقوقی بر مفاد ماده ۱۷ لایحه اصلاحی قانون تجارت ۱۳۴۷ اقامه گردید، به نظر می رسد همان گونه که شخصیت حقوقی شرکت با ثبت آن پا به عرصه وجود می گذارد، جریان تأسیس را نیز باید با انجام ثبت شرکت در مرجع ثبت شرکتها تمام شده تلقی نمود. چرا که بسیاری از حقوق بنیادین شرکت سهامی از جمله بهره گیری از سرمایه که محور حیاتی فعالیت یک شرکت سهامی است تنها با ثبت آن صورت تحقق می یابد. لذا، علی رغم عبارت مذکور در ماده ۱۷ مزبور نمی توان شرکت را قبل از ثبت، تشکیل شده به معنای دارا شدن شخصیت حقوقی دانست.
مفهوم تأسیس
در لایحه اصلاحی قانون تجارت از واژه مؤسس و مؤسسین بسیار سخن رفته است.افزون بر آن، نقشی که مؤسیسن در تأسیس شرکت ایفا می نمایند، برخی امتیازات، وظایف و مسئولیتهای آنها و به ویژه وجود دو گروه سرمایه گذار در مرحله تاسیس شرکت سهامی عام، یعنی مؤسسین و پذیره نویسان، تعریف مؤسسین و تفکیک جایگاه آنان از پذیره نویسان ضروری می نماید.
به نظر می رسد در رابطه با شرکت سهامی عام، بتوان دو معنا از واژه مؤسس به دست داد.در معنای عام، همه سرمایه گذارانی که در تشکیل شرکت سهامی عام مشارکت نموده و در جلسه مجمع عمومی مؤسس با جایگاه یکسان و رأی برابر حضور می یابند مؤسس به شمار می روند.این برداشت از آن جهت که کلیه این سرمایه گذاران در مجمعی که مؤسس خوانده می شود شرکت می نمایند و نیز تا هنگام پایان تشریفات تشکیل و تحقق تأسیس آن، عنوان حقوقی دیگری جز مؤسس نمی توان بر آنها نهاد، پذیرفتنی می نماید. معنی دیگر عبارت “مؤسس” که بیشتر مد نظر قانونگذار است، اشخاصی هستند که برای تاسیس شرکت پیشقدم شده و موضوع شرکت را انتخاب کرده و اقدامات لازم را برای جلب تعهد کنندگان سرمایه معمول می دارند.مؤسسین، اساسنامه شرکت را تهیه می کنند و اقدام به دعوت تعهدکنندگان سهام نموده با تشکیل مجمع عمومی مؤسیس موجبات تشکیل شرکت را فراهم می آورند. در ماده ۶ و ۱۶ لایحه اصلاحی قانون تجارت ۱۳۴۷ به اقدامات مؤسسین جهت آماده نمودن مدارک لازم جهت اخذ اجازه پذیره نویسی از مراجع ثبت شرکتها اشاره شده، که منظور اشخاصی است که اقدامات اولیه را انجام داده اند.این مفهوم با اشارات قانون گذار نیز سازگاری دارد.لایحه اصلاحی قانون تجارت ۱۳۴۷ به صراحت میان عبارت مؤسسین و پذیره نویسان تمایز قائل گردیده است.برای مثال ، در ماده ۱۹ مقرر می دارد:” در صورتیکه شرکت تا شش ماه … به ثبت نرسیده باشد به درخواست هر یک از مؤسسین و پذیره نویسان مرجع ثبت … گواهینامه ای حاکی از عدم ثبت شرکت صادر … تا مؤسسین و پذیره نویسان به بانک مراجعه و تعهدنامه و وجوه پرداختی خود را مسترد دارند.” ماده مرقوم ناظر به عدم ثبت شرکت است، خواه اساسأ مجمع عمومی مؤسس تشکیل نشده و یا تشکیل گردیده ولی اقدامی جهت ارائه صورتجلسه مجمع مزبور و سایر مدارک به مرجع ثبت شرکتها جهت ثبت آن صورت نپذیرفته باشد.لذا، اطلاق عبارت مؤسسین به سرمایه گذاران بعدی یعنی پذیره نویسان در ماده بالا دور از ذهن به نظر می رسد.این در حالی است که مفهوم مؤسسین در شرکت سهامی خاص با سهولت بیشتری قابل تشخیص است.چرا که تاسیس شرکت سهامی خاص به حکم ماده ۲۰ لایحه اصلاحی قانون تجارت دو مرحله ای بوده و به صرف تهیه و امضای مدارک مذکور در ماده قانونی یاد شده، و ارائه آنها به مرجع ثبت شرکتها، و ثبت شرکت اقدامات تشکیل شرکت پایان یافته و همه سرمایه گذاران همان مؤسسین هستند.شاید به همین دلیل قانون گذار در ماده ۲۰مرقوم سرمایه گذاران (مؤسسین) شرکت سهامی خاص را سهامدار خوانده است.اگرچه کاربرد واژه سهامدار به سرمایه گذاران در مرحله پیش از تأسیس و ثبت قابل نقد است و اصطلاح مؤسس هم منطبق با وضعیت سرمایه گذاران مزبور و هم با موضع مقنن در مورد شرکت سهامی عام به سازگار می نماید، باید این امر را نشانگر تمایل قانون گذار به اطلاق مفهومی واحد به همه مؤسسین شرکت سهامی خاص دانست.بنابراین، عبارت مؤسس در شرکت سهامی خاص و آثار حقوقی ناشی از عملیات تأسیس شامل همه اشخاصی که در ماده ۲۰ بالا سهامدار خوانده شده اند، می گردد. با توضیحات بالا و ملاحظه مقررات لایحه اصلاحی قانون تجارت ۱۳۴۷، و بر خلاف دیدگاه برخی از اساتید حقوق تجارت به اینکه به علت مبهم بودن مفهوم واژه مؤسس،”قضات برای تعیین اشخاصی که بتوان آنها را مؤسس تلقی کرد به ناچار باید ملاکهای متعددی را در نظر بگیرند”ابهامی در تعیین مصادیق مؤسس به چشم نمیخورد.

 

 

 

 

شرکت حقوقی

شرکت حقوقی 
شناخت نهاد شرکت تجاری و تجزیه و تحلیل ماهیت آن ، مستلزم بررسی مفهوم شرکت، انواع شرکت و سپس تبیین جایگاه شرکت تجاری در تقسیم بندی انواع شرکت است.چرا که شرکت تجاری از اشکال امروزین و پیچیده مشارکت است و همانگونه که خواهیم دید علاوه بر پذیرش قواعد و مقررات ویژه از مفهوم سنتی و عرفی خود به دور افتاده است.
شرکت، امروزه دارای مفاهیمی چنان گسترده و در عین حال ناهمگون است که تعریف شرکت تجاری در برخی نظامهای حقوقی امروزین محوری ترین عنصر تعریف سنتی شرکت و مشارکت را در خود ندارد.این دگرگونی با توجه به پذیرش شرکت های یک نفره، به ویژه در کشورهای عضو جامعه اروپایی شایسته توجه است.
شرکت در معنای عرفی آن به هر نوع شراکت دو یا چند شخص در انجام امری اطلاق می شود.این مفهوم کلیه روابط حقوقی متضمن وجود مال و یا حتی مبتنی بر خصوصیات انسانی و عاطفی و از جمله ازدواج را در بر می گیرد.با این حال، در مباحث اقتصادی و بازرگانی وجود مال یا منفعت در امر مشارکت عنصر بنیادین تعریف به شمار می رود.با توجه به اینکه شرکت در معنای اخیر، چه از جهت تعریف و چه از حیث اجزای متشکله آن، از تنوع گسترده ای برخوردار است ، لذا بررسی و تحلیل انواع شرکت ضروری به نظر می رسد.
انواع شرکت
ممکن است گفته شودبا توجه به تحولات حقوقی در حوزه شرکتداری و بنگاههای اقتصادی، تقسیم بندی های سنتی که در آن ، شرکتها رابه دو بخش مدنی و شرکتهای تجاری دسته بندی می نماید،پاسخگوی تحولات و واقعیات جامعه امروز نیست.چرا که برخی از موسسات و شرکتهایی که به فعالیت اقتصادی اشتغال داشته و در مرجع ثبت شرکتها و موسسات غیر تجاری به ثبت رسیده اند، در زمره شرکتهای مدنی و دسته بندی شرکتهای تجاری قرار نمی گیرند.
با ملاحظه نکته بالا شاید بتوان دسته بندی دیگری از شرکتها تحت عنوان شرکتهای اقتصادی و مدنی ارائه داد.لکن با توجه به آنکه شرکتهای اقتصادی(شرکتها-موسسات)دارای دو مصداق شرکتهای تجاری و مدنی هستند، معیار مزبور از جامعیت لازم را برخوردار نبوده و موجب سردرگمی در تعیین مرز قابل قبولی میان دو گروه از شرکتهای مدنی و اقتصادی خواهد شد.برای مثال با توجه به تبصره ۲ ماده ۵۴ قانون بخش تعاون جمهوری اسلامی ایران، اگر چه شرکتهای تعاونی به مفهوم واقعی شرکت تجاری به شمار نمی آیند لکن با ملاحظه اهداف چندگانه آنها به نحو منعکس در ماده یک همان قانون بی تردید در شمول شرکتهای اقتصادی قرار دارند.
شرکتهای مدنی:
شرکت مدنی به نحو مشخص در قوانین موجود تعریف نشده و عموما تعریف از شرکت غیر تجاری،معادل شرکت مدنی تلقی می گردد، اگرچه با توجه به تقسیم بندی شرکتها به اقتصادی و مدنی مشخص گردید که هر شرکت غیرتجاری، لزوما مدنی تلقی نمیگردد.
عقد شرکت در معنی خاص در ماده ۵۷۱ قانون مدنی بدین شرح تعریف شده است:
شرکت عبارت است از اجتماع حقوق مالکان متعدد در شیء واحد به نحو اشاعه” مالکیت مشاع یا اشاعه عبارت است از مالکیت مالکان متعدد در جزء جزء مال، بدون آنکه بتوان بخشی از آن را متعلق به یکی از شرکا توصیف نمود.
ماده بعدی این نوع شرکت را به دو گونه اختیاری و قهری تقسیم می نماید.در شرکت اختیاری مالکان مالی را در نتیجه عقدی و یا امتزاج اختیاری و یا تحصیل آن مثلا از طریق حیازت مباحات به صورت مشترک به دست می آورند، در حالی که در شرکت غیر ارادی یا قهری، مال واحدی قهراَ به چند تن از راه ارث منتقل و یا آنکه دو مال بدون اراده ممزوج و شیء واحدی را به وجود می آورند.در اینجا بر خلاف تعریف شرکت در معنای عام، شیء واحد مد نظر است.در حالی که در تعریف نخست، مال واحد مطرح نیست.افزون برآن، در تعریف شرکت مدنی به معنای عام، اشاعه ضرورت ندارد. در حالی که در تعریف دوم (شرکت مدنی در معنای خاص)اشاعه محوری ترین جزء تعریف محسوب می شود.
با توضیح بالا تفاوتهای دو شرکت مدنی و تجاری را می توان به شرح زیر خلاصه نمود:
۱٫در شرکت تجاری، قانونگذار توجه خاصی به تنظیم روابط میان شخصیت حقوقی(شرکت)با شرکا مبذول داشته است.بدین منظور ضمانت اجراهای ویژه ای مقرر گردیده تا ضمن تنظیم بهینه این روابط، حقوق اشخاص و به ویژه حقوق اشخاص ثالث تأمین و تضمین گردد.بسیاری از مقررات شرکت های تجاری برخلاف شرکت مدنی برای همه طرفها لازم الاجرا بوده و توافق خلاف آنها فاقد اعتبار است.مثلاَ، تشریفات تشکیل شرکت، حداقل سرمایه لازم برای تأسیس و ادامه فعالیت و مقررات توقف و ورشکستگی عمدتاَ آمره بوده و توافق خلاف آنها بی اثر است.در حالی که در شرکت مدنی بسیاری از شرایط تابعی از اراده و خواست طرفین محسوب می گردند.
۲٫در شرکتهای تجاری به محض انجام تشریفات و ثبت، شخصیت جدیدی به نام شخصیت حقوقی مستقل ار اعضا متولد می شودکه حقوق، وظایف و اموال مخصوص به خود را دارد.در حالی که در شرکت مدنی چه در معنای عام و چه در معنای خاص موجودیتی به نام شخصیت حقوقی پدید نمی آید و مال مشترک، چیزی جز مال مستقیم شرکا تلقی نمی شود.
۳٫در صورت ناتوانی شرکای شرکت مدنی از پرداخت دیون مربوط به مشارکت، بستانکاران علاوه بر مال موضوع مشارکت نسبت به سایر شرکا نیز بدون رعایت ترتیب، اعمال حق خواهند نمود و به سراغ شرکا و اموال شخصی آنها خواهند رفت.در حالی که در ثبت شرکت تجاری بر اساس اصل استقلال اموال شرکا از اموال شرکت،بستانکاران حق رجوع به شرکا را ندارند.در مورد شرکتهای اشخاص نیز تا زمانی که شخصیت حقوقی شرکت باقی است ممنوعیت گفته شده حاکم است.
۴٫در شرکت مدنی،در صورت کافی نبودن مال موضوع مشارکت و ناتوانی شرکا از پرداخت دیون، مقررات اعسار نسبت به آنان اعمال می گردد، در صورتی که اگر شرکت تجاری ناتوان از پرداخت دیون خود باشد، شرکت مشمول مقررات توقف خواهد گردید.

ثبت شرکت تضامنی

ثبت شرکت تضامنی
شرکتی است که تحت اسم مخصوصی برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل می‌شود و اگر دارایی شرکت برای تادیه تمام قروض شرکت کافی نباشد ٬هر یک از شرکا مسئول پرداخت تمام قروض هستند. در صورتی که نام برخی مالکان شرکت و در نام شرکت آمده باشد حتی اگر نوع شرکت تضامنی نباشد، شرکت تضامنی محسوب می‌شود. شرکت تضامنی ساده‌ترین نوع از شراکت بر پایه قوانین کامن لا است، که برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر، تشکیل می‌شود و در آن شرکاء فعالیت‌های مستمر و مستقل کارآفرینی را تحت نام یک شرکت اجرا می‌کنند. بنیانگذاران در قبال کلیه بدهی‌های شرکت، شخصاً مسئولیت کامل دارند.
شرکت تضامنی در واقع بین دو یا چند شخص تشکیل می گردد.در اسم شرکت تضامنی می بایست نام یکی از شرکا قید شده و عبارت تضامنی نیز قبل از نام یکی از شرکاء یا شریک یا برادران قید شده باشد مثلا شرکت “تضامنی مرتضی احمدی و شرکاء” برادران،پسران
نحوۀ تشکیل و ثبت شرکت تضامنی:
طبق ماده ۱۱۸ قانون تجارت، شرکت تضامنی وقتی تشکیل می شود که تمام سرمایه نقدی تأدیه وسهم الشر که غیر نقدی نیز تقویم (قیمت گذاری) و تسلیم شده باشد. هرچند که در قانون تجارت حداقلی برای سرمایه این گونه شرکت ها پیش بینی نشده اما عرفاً حداقل میزان سرمایه یک میلیون ریال است و همانند شرکت با مسئولیت محدود در اختیار مدیر یا مدیران شرکت قرار می گیرد و اقرار کتبی آنها مبنی بر دریافت سرمایه شرکت برای ارائه به مرجع ثبت شرکت ها کافی است.این نوع شرکت نیز پس از انجام مراحل تأیید نام شرکت و تحویل شرکت نامه و اساسنامه (اگر باشد) و سایر مدارک لازم به اداره ثبت شرکت ها به ثبت می رسد و بعد از ثبت در اداره ثبت شرکت ها، آگهی تأسیس شرکت در روزنامه رسمی و یکی از روزنامه های کثیر الانتشار محل ثبت شرکت آگهی می گردد.

تاریخچه
از نظر تاریخی این نوع شرکت سابقه طولانی دارد و به حقوق دوران روم باستان برمی‌گردد و به ویژه در قرون وسطی به شکل فعلی آن در اروپا رواج یافته‌است. در حال حاضر شرکت تضامنی که تقریباً در نظام حقوقی همه کشورها وجود دارد، بسیار مورد استفاده است. در حالی که خطر تأسیس آن برای شرکا، به سبب مسئولیت نامحدودی که در قبال طلبکاران شرکت دارند بر کسی پوشیده نیست. در واقع علت این وضعیت فایده عملی این شرکت برای کسانی است که به یکدیگر اعتماد کامل دارند و سرمایه زیادی نیز برای تشکیل شرکت ندارند. مانند پدری که می‌خواهد با فرزند یا فرزندانش شریک شود، برادران و خواهرانی که پس از فوت پدر می‌خواهند تجارت‌خانه او را اداره کنند، یا دوستانی که به یکدیگر اعتماد کامل دارند.

مسئولیت حقوقی شرکاء نسبت به تعهدات شرکت تضامنی یعنی نامحدود است و اگر سرمایه شرکت کفاف پرداخت خسارات وارده احتمالی را ندهد هر یک از شرکاء مسئول پرداخت کلیه خسارات به صورت نامحدود خواهند بود هر چند اگر یکی از شرکاء دیگر مبالغ پرداختی خود را از ایشان مطالبه نماید.
شرکت تضامنی می تواند توسط فقط یک مدیر عامل اداره گردد،بدون اینکه دارای هیئت مدیره باشد همچنین می تواند دارای هیئت مدیره نیز باشد و مدیر عامل و با اعضاء هیئت مدیره می توانند از خارج از شرکاء شرکت انتخاب شوند.
.

دلیل انتخاب شرکت تضامنی
یکی از مطالبی که زیاد در مورد شرکت تضامنی مطرح می‌شود این است که چرا افراد باید این نوع شرکت را برای ثبت و فعالیت تجاری انتخاب کنند. زیرا هنگامی که بدهی برای شرکت به وجود بیاید، تنها شریک ضامن مسئول پرداخت بدهی است.
دلیل انتخاب این نوع از شرکت‌ها بیشتر برای جلب اعتماد مشتریان است. زیرا مشتریان می‌دانند در صورت ایجاد مشکل فقط با یک یا چند شخص حقیقی روبه رو هستند و نه با کل شرکت از همین رو می‌توانند راحت بدهی خود را پاس کنند. از همین رو بیشتر صرافی‌ها و تجارت‌هایی از این دست علاقه دارند شرکت خود را به صورت تضامنی به ثبت برسانند.
نکته۱-به علت مسئولیت زیاد شرکاء در شرکتهای تضامنی تقاضای ثبت اینگونه شرکتها زیاد نیست مگر با اجبار قانونی مانند ثبت صرافیها که برای اخذ مجوز از بانک مرکزی برای صرافیها شرکت ثبت شده میبایست تحت عنوان تضامنی ثبت گردد

مدارک لازم جهت ثبت شرکت تضامنی
الف-کپی شناسنامه و کارت ملی شرکا و اعضای هیئت مدیره
ب-گواهی عدم سوء پیشینه
نکته:ارائه گواهی عدم سوء پیشینه فقط برای اعضای هیئت مدیره و مدیر عامل الزامیست.
روند ثبت شرکت تضامنی همانند شرکتهای با مسئولیت محدود است..

 

 

شرکت مسئولیت محدود

این نوع شرکت با حداقل یک میلیون ریال سرمایه اولیه و با حداقل دو نفر عضو هیئت مدیره تشکیل می شود. اگر برای تعداد افراد که در شرکت حضور داشته باشند مشکل دارید پیشنهاد ما به شما ثبت این نوع شرکت می باشد. در شرکت مسئولیت محدود سهم الشرکه داریم و هر شخص به نسبت سهم الشرکه خود در مقابل طلبکاران شرکت مسئول است.

با ثبت رامند تخصصی شرکت مسئولیت محدود ثبت کنید

.

ثبت شرکت سهامی خاص

ثبت شرکت سهامی خاص

ثبت شرکت مسئولیت محدود

ثبت شرکت مسئولیت محدود